جزء از دست رفته به نوعی جای خالی ایجاد می کند. این جای خالی حفره ای بوجود می آورد که خون را از وریدها به جانب خود جذب می کند.

بنابراین نظریه تمامی بیماریها به دلیل ورود خون به شریانها بوجود می آید ، هر گاه میزان غذای مصرف شده از مقدار ماده به تحلیل رفته بیشتر باشد ، پدیده امتلاء یا زیادی خون روی می دهد. در نتیجه زیادی خون ، وریدها دچار تمدد یا کشیدگی و اتساع می شوند ، در نتیجه خون از خلال منافذ بسیار کوچکی که در محل اتصال شریان و ورید است به داخل وریدهای می جهد و بتدریج خون به شاخه های شریانی بزرگ وارد می گردد و جریان طبیعی روح را که از قلب سرچشمه گرفته است را مختل می کند. این پدیده موجب ایجاد تب نیز می گردد. همین جریان یافتن خون وریدی در شاخه های شریانی کوچک و ریز ، سبب التهاب می گردد.

و هنگامی که آدمی به دلیلی زخمی می گردد ، هر چند زخم به سرعت بهبود می یابد ، اما به علت پارگی شریانهای کوچک و خروج روح از آنها و ورود خون به آنها دچار التهاب می شوند.

بنابراین برای آنکه بتوانیم بیماریها را درمان کنیم باید بدن را به حالت طبیعی آن بازگردانیم که همانا خارج ساختن خون از شریانها و بازگرداندن آن به وریدهاست ، و با عنایت به آنکه وریدهای خالی از خون به سهولت خون شریانی را می پذیرند ، باید در درمان بیماریها نیروی خود را برای مقابله با امتلاء بکاربریم.

با این توضیحات اسطراطس گاهی از روش گرسنگی دادن به بیمار یا روش های دیگر استفراغ برای درمان امتلاء نیز استفاده می کرد.

بعد از سه قرن جالینوس آمد و این نظریه را مورد نقد و تغییر قرار داد. جالینوس گفت :

قلب دارای نیروی ویژه ای است که تپش می کند ، با انقباض قلب ، شریانها نیز منقبض می شوند خون از طریق شرائین به حرکت درمی آید و به وریدها بازمی گردد ، توزیع غذا در بدن آدمی تابع چهار نیروی جاذبه ، ماسکه ، مغیره و دافعه است.

جالینوس می گوید : اگر اراسطراطس می دانست که شریانها و وریدها به یکدیگر اتصال دارند ، درمی یافت حرکت خون از خلال شریانها و وریدها کاملاَ طبیعی است. بنابراین امتلاء وریدها بسادگی موجب امتلاء شریانی می شود. اما او در این مورد با اراسطراطس موافق بود که وریدهای خالی به سهولت و سرعت بیشتری خون زیاد شریانها را جانب خود می کشند ، بنابراین طبق نظریه جالینوس فصد سالم ترین و سریع ترین روشی است که می تواند ورید را از این امتلاء نجات دهد و برخلاف اراسطراطس که روش های نگهدارنده را قبل از فصد یا به جای آن توصیه می کرد ، او به روش مستقیم فصد اعتقاد داشت.

اما فصدی که جالینوس به آن اعتقاد داشت برای خارج ساختن خون و بازگرداندن روح به آن نبوده بلکه هدف جالینوس تعدیل یا تحریک اخلاط در بدن بود ، زیرا به نظر جالینوس بیماری یعنی به هم خوردن نسبت اخلاط طبیعی بدن ، یا زیادی خلط یا اختلال حرکت آن در بدن .