آنزیم های موجود در زالو
هيرودين مهمترين ماده ضد انعقاد بزاق زالو است. پروتئيني متشكل از 65 اسيد آمينه است و رديف اسيدهاي آمينه آن با تكنيك PCR مشخص شده است. خاصيت ضد انعقادي هيرودين قوي تر از هپارين است. عمل هيرودين به وسيله عوامل ديگر موجود در زالو مانند همنتين و آنتي استاتين تقويت ميشود. فعاليت هيرودين را از روي خاصيت ترومبين آن بيان ميكنند.
امروزه فرم نوتركيب هيرودين به نام ليپرودين سنتز شده است. هيرودين توانايي زيادي در ممانعت از انعقاد خون دارد به طوري كه چند قطره بزاق دهان زالو قادر است مقدار زيادي خون را به صورت مايع نگهدارد و مانع انعقاد آن شود ( با آزمايشي كه به صورت تجربي بر روي خون مكيده شده توسط زالو انجام شد زمان لخته شدن خون به بيش از 6 ساعت افزايش يافته بود ).
وقتي كه خون با لبه بريده بافت تماس حاصل مي كند فاكتور 12 يا هاگمن فاكتور فعال ميشود. متعاقب فعال شدن اين فاكتور انعقادي يك سري آنزيمها از جمله آنزيم پروتئاز ترومبين فعال ميشود اين آنزيم سبب تبديل فيبرينوژن به فيبرين ميشود و فيبرين به صورت رشتههاي كلاف مانند ، محل بريدگي را ميبندد و مانع خونريزي ميشود و خون را منعقد ميكند.
هيرودين به صورت خيلي اختصاصي و قوي از فعاليت آنزيم پيروتئاز ترومبين جلوگيري ميكند و مانع انعقاد خون ميشود. فيبرينوژن يك مولكول دايمر است و دو محل اتصال ( FG ) يا ( Binding sites ) براي رسپتور پلاكتهاي فعال شده دارد. ( Gp116-111a ) اين محل اتصال ميتواند سبب اتصال پلاكتها و ايجاد تجمع پلاكتي كند. احتمالاً هيرودين مانع اتصال دور رسپتور ( Fg/Gp ) مي شود و از اين طريق مانع انعقاد خون مي شود از تجمع پلاكتها جلوگيري مي كند. اتصال پلاكتها در داخل عروق ميتواند مرجع به تشكيل پلاكتهاي عروقي و انسداد عروق شود.
خواص ديگر هيرودين :
هيرودين با انبساط ماهيچههاي صاف جدار عروق سبب گشادي عروق و افزايش جريان خون ميشود. هيرودين خاصيت بيحس كنندگي دارد ؛ لذا دقايقي بعد از چسبيدن زالو به محل و ترشح بزاق منطقه بيحس مي شود و احساس سوزش ناشي از نيش زالو از بين ميرود و بيمار به راحتي وجود زالو و خونخواري آن را تحمل ميكند.
بطور كلي براي هيرودين اثرات آنتي كواگولانت ، آنتي ترمبوتيك ، ترمبوليتيك ، آنتي ايسكميك ، هيپوتنسيو ، تحريك كننده سيستم ايمني ، ممانعت از تصلب شرائين ، بي حسكنندگي ، آنتي باكتريال و خاصيت ضد التهابي شناخته شده است. پژوهشگران دپارتمان فارماكولوژي دانشگاه كنتاكي طي تحقيقاتي ، اثرات ضد انعقادي هيرودين را با هپارين مقايسه كردهاند :
هيرودين براي فعال شدن نياز به كوفاكتور ندارد.
هيرودين اثرات پايدار و يكنواخت وابسته به دوز دارد.
هيرودين اثر مستقيم روي مهار ترومبين دارد.
هيرودين مسموميت ندارد.
هيرودين بي حسي موضعي مي دهد.
2 ) بدلين : اين يك آنزيم مهار كننده پروتئازها مانند تريپسين كيموتريپسين يا پلاسمين است كه فاكتورهاي تورم و پخش شدن در بافت ميباشند.
3 ) آپيراز : آپيراز يك آنزيم قوي ضد تجمع پلاكتها با اثرات روان سازي جريان خون است.
4 ) اگلين : اگلين ، ضمن اين كه يك آنزيم ضد تورم است ، ضد اكسيداسيون و ضد راديكال نيز ميباشد.
5 ) دستابيلاز : اين آنزيم كه يك فاكتور ضد تجمع پلاكتي بسيار قدرتمند است ، با اثرات فيبرينوليزي و هيدورليزكنندگي منجر به حل شدن لختههاي خوني تشكيل شده ميشود ، اين آنزيم به وسيلهي نيكونوف كشف گرديد كه يك شيوهي درماني بسيار هيجانانگيز را معرفي كرد.
6 ) هيالورونيداز : اين ماده هم به عنوان فاكتور پخش كننده و هم به عنوان يك عنوان يك آنتي بيوتيك عمل ميكند. اين آنزيم با حل كردن مواد بافتي ، زمينه پخش بزاق زالو را در بافتها فراهم ميكند و با اين كار زالو توانايي مييابد بافتهاي دور دست را نيز تحت تأثير قرار دهد و اثرات درماني در همه جاي بدن به خصوص در نزديكي محل اتصال زالو به بدن بر جاي بگذارد.
7 ) ليپازها و استرازها : از ليپوليتيك فاكتورها هستند و چربيها را تجزيه ميكنند و استفادههاي درماني از آن شروع شده است.
8 ) يك ماده بي حس كننده : وقتي زالو پوست را نيش ميزند ، ايجاد يك زخم به شكل Y ميكند ، كه كاملاً بدون درد ميباشد و به دليل وجود ماده قوي بيحس كنندگي ، به سادگي ، احساس خنكي ايجاد مينمايد. و بعد از حدود 5 دقيقه پس از چسبيدن زالو به محل ، بيماري ديگر احساس درد و سوزش ندارد و تا آخرين مرحله زالو درماني ، موجود زالو روي بدن به راحتي تحمل ميشود.
9 ) آنتي الاستاز : اين ماده كه از طريق كنترل عمل الاستاز فعاليت ميكند ، آنزيمي است كه الاستين جلدي را به خصوص در پوست ، تنزل ميدهد.
10 ) ماده گشادكننده رگ : اين ماده كه هنوز به طور رسمي مشخص نشده بسيار شبيه هيستامين است. اين ماده مانند نوروترانسميترها كه از 34 غذهي مغزي كه در طول بدن زالوي هيرودومديسيناليس تقسيم شدهاند ، ترشح ميشود. چند دقيقه پس از اتصال زالو محل نيش قرمز و پرخون ميشود ؛ شايد اين پرخوني را بتوان به اين ماده نسبت داد كه فلوي ( جريان ) خون را در محل افزايش داده است.
11 ) منوكسيد نيتروژن سنتتاز : اين فاكتور موجود در بزاق زالو شبيه به نوع انساني است كه سبب ترميم اعصاب صدمه ديده ميشود.
12 ) اورگلاز : داراي اثرات درماني در بيماري آرتروز است. بسيار ديده شده است كه افراد مبتلا به آرتروز زانو كه از درد زانو و محدوديت حركتي زانوها رنج ميبرند با چند جلسه زالو درماني بهبودي بسيار مييابند. و ما اين را به كرات تجربه كردهايم. زالو همچنين كاتكولامين ترشح ميكند كه روي پايانههاي عصبي بخصوص در پوست مانند دوپامين و سروتونين عمل ميكند.
استيل كولين مترشحه در هيرودومديسيناليس خيلي مهم است. روش رسمي براي سنجش استيل كولين در بافت ، بر اساس يك روش بيولوژيك شامل قدرت انقباض قسمت پشت زالو ميباشد.
مواد ديگري مانند استيل كولين ، نوروترنسميترها مواد شبه هيستاميني با اثرات وازوديلاتوري ، Hementin ، Anti statin ، و آنزيم مشابه PG12 ) Prostaglaindine ) كه مانع فعاليت كاليكريين و فاكتورهاي XI و XII ميشود نيز در بزاق زالو يافت ميشود.
خواص درمانی زالو :
زالو خون را بهتر از حجامت از عمق بدن بيرون ميكشد. زالو انداختن براي بيماريهاي پوستي مثل جوشه ، دملهاي صورت ، لكهها و نقطههاي سياه و سفيد و نظاير آن مفيد است. امروزه زالو به دليل خاصيت ضد انعقاد خود يكي از ابزارهاي جراحي در پيوندها و دوام بافت پيوندي است.
هر زالو حدوداً 5CC خون در مرحله اول ميمكد. البته اگر خونريزي را قطع نكنيد ممكن است تا 150CC خونريزي ادامه يابد ( 10 ساعت يا بيشتر ). طي زالو درماني با 10 عدد زالو ، خون از دست رفته ( شامل خونريزي پس از اتمام خونخواري ) 250-350 CC خواهد بود. تحقيقات نشان ميدهد كه 3-5 روز پس از زالو اندازي عروق جديدي در اطراف و حاشيهي محل نيش زالو به وجود ميآيند كه براي تخليه عروقي اين ناحيه مفيدند.
بنابراين از نظر درماني بسيار مهم است كه درمان به زودي قطع نشود ؛ بلكه در دفعات بعدي نيز ادامه يابد تا بيماري و آسيب مرتفع شود. اثرات فارماكولوژيكي بزاق زالو به مدت 10 ساعت يا بيشتر در محل زخم باقي ميماند.
چنين اثراتي را نميشود با مصرف مواد ضد انعقادي معمولي مثل هپارين در زخمهاي كوچك پوست به وجود آورد. در بيشتر روشهاي جراحي استفاده از زالو توسط جراح ماهر براي بيمار توضيح داده ميشود ، اين روش قديمي يك روش بي درد كننده اساسي است ؛ زيرا ترشحات زالو با تأثير بر روي اعصاب اطراف محل درد ، بيحسي موضعي ايجاد ميكند.