مرحوم كلينى در روضه كافى روايتى از امام باقر عليه السلام آورده كه در جواب مرد شامى‏فرموده:«نخست آن چيزى را آفريد كه همه چيزها از آن است و آن چيز كه همه اشيااز آن آفريده شده،آب است.در نتيجه خدا نسب هر چيزى را به آب مى‏رساند،ولى‏براى آب نسبى كه بدان منسوب شود قرار نداد».

هم چنين محمد بن مسلم-كه شخصيتى عالى قدر به شمار مى‏رود-ازامام صادق عليه السلام چنين روايت كرده است:«كان كل شي‏ء ماء،و كان عرشه على‏الماء».

آيه شريفه: «و هو الذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و كان عرشه على الماء» و او است كه آسمان‏ها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش تدبير او پيش ازآن بر آب بود»، دلالت دارد كه پيش از پيدايش جهان هستى،از آسمان‏ها گرفته تازمين،آب پديد آمده است، زيرا در تعبير«و كان عرشه على الماء»واژه‏«عرش‏»كنايه از عرش تدبير و منظور،علم خداى متعال است‏به همه مصالح و شايستگى‏ها وبايستگى‏هاى هستى،در برهه‏اى كه جز آب چيزى نبوده است.در نتيجه آيه كنايه ازآن است كه خداى تعالى بود و هيچ چيز با او نبود،و خداوند پيش از آفرينش جهان‏ابتدا آب،سپس همه مخلوقات را از آب آفريد.

قرآن كريم در چند جا اشاره دارد كه ريشه زندگى،هم در منشا و پيدايش و هم درصحنه هستى و تداوم حيات،همه از آب است.مى‏فرمايد:

«و جعلنا من الماء كل شي‏ء حي»هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم‏».

«و الله خلق كل دابة من ماء» خدا هر جنبنده‏اى را از آب آفريد».

درباره انسان مى‏گويد:

«و هو الذي خلق من الماء بشرا » و او است كه از آب بشرى آفريد».

مقصود از اين آب همان آبى است كه سر منشا همه موجودات است چنان چه درآيات فوق آمده،يا منظور از آب،نطفه است چنان چه در آيه «خلق من ماء دافق» آدمى از آبى جهنده آفريده شد». «الم نخلقكم من ماء مهين » مگر شما را از آبى‏پست نيافريديم؟».مقصود از«پست‏»بد بو و نفرت آور،بر حسب ظاهر است.ولى‏ بيش‏تر مفسرين بر اين عقيده‏اند كه منظور از «ماء» همان پديده نخستين است‏«اول‏ما خلق الله الماء » نخستين چيزى كه خدا آفريد آب بود»،كه تمامى پديده‏ها از آن‏ريشه گرفته‏اند، زيرا بذر نخستين موجود زنده تنها از آب پاشيده شد،همان بذراوليه‏اى كه به صورت حيوان ساده تك سلولى(آميپ)شكل گرفت و به سوى‏جان دارانى كه اعضاى پيچيده با بيش از يك ميليون سلول پيش رفت كرد.

اما چگونگى پيدايش حيات-در آب اقيانوس‏ها،درياها و باتلاق‏ها-از نكات‏مبهمى است كه هنوز علم تجربى بدان دست نيافته است.از اين رو است كه تئورى‏تكامل جان داران-به هر شكل و فرضيه‏اى كه تا كنون مطرح شده-به بررسى مرحله‏پس از پيدايش نخستين سلول زنده پرداخته است،اما برهه پيش از آن هنوز مجهول مانده است.همين اندازه معلوم گشته كه حيات به اراده الهى-كه بر تمامى مقدرات‏هستى چيره است-به وجود آمده است و اين امر مسلمى است كه از پذيرش آن‏گريزى نيست،زيرا كه هم تسلسل باطل است و هم خود آفرينى محال.دانش تجربى‏روز هم خود آفرينى را باطل مى‏شناسد.