كاربرد زالو و زالو درماني چيست؟
نام علمي : زالو
نام انگليسي : Himudomedicindlis OR Medicalleech
نامها در زبانهاي فارسي : علق ، زالو ، زلو ، ديوچه
بلفظ تركي : سلوك
خصوصيات : معروفترين زالوها ، زالوي پزشكي است كه جزء گروه خونخواران است. طول اين زالو 12 ـ 5 سانتيمتر است و گاهي تا 25 سانتيمتر هم ميرسد عرض آن حدود يك سانتيمتر است .
رنگ زالوي پزشكي متنوع است و غالباً زيتوني سياه يا قهوهاي و يا حنايي مايل به سياه است.
زالوي پزشكي از گونههاي زالوي آروارهدار بي خرطوم است.
زالو توانايي بسيار زيادي در توليد بزاق دارد. به طوريكه وقتي به ميزبان ميچسبد بزاق، مترشحه از زير بدن زالو سرازير ميشود.بزاق حاوي يك ماده ضد انعقاد است. به نام هيرودين Hirudin هيرودين توانايي زيادي در ممانعت از انعقاد خون دارد. چند قطره بزاق دهان زالو قادر است مقدار زيادي خون را به صورت مايع نگه دارد و مانع انعقاد آن شود.
مزاج زالو : سرد و خشك
وضع طبيعي : اكثر زالوها در آبهاي شيرين ، كم عمق، مردابها و باتلاقها زير صخرهها، قطعههاي شناور و يا به صورت شيء در كف آب زندگي ميكنند. از نور گريزانند. شب رو هستند و شب به شكار ميروند.
تاريخچه زالودرماني : Leech Therapy
صدسال قبل از اينكه مردم مغرب زمين ( اروپا و امريكا ) زالو را بشناسند و به خواص درماني آن آگاهي داشته باشد در خاورميانه از زالو براي مقاصد درماني استفاده ميشود.
حجامت ، پرسش و پاسخ با 32 بيمار درمان شده
مصريها در 1500 سال قبل از ميلاد مسيح از زالو براي درمان بيماريها استفاده ميكردند و از نقاط ديگر خاورميانه به آنجا بيمار اعزام ميشده است. استفاده از زالو براي درمان بيماريها سابقهاي طولاني در طب دارد. شايد سابقه تاريخي آن به حدود 4000 سال قبل برگردد ايران هم جزء كشورهايي است كه در تاريخ پزشكي خود از زالودرماني استفاده مي كرده است.
اروپائيها تا قبل از قرن 19 زالو را موجودي بي مصرف و مزاحم و دورانداختني ميپنداشتند و از قرن 19 به بعد به خواص درماني آن پي بردند و از آن به بعد بطور وسيعي براي درمان بيماريها از آن سود جستند بطوريكه فرانسه تا اسل 1850 حدود 100 ميليون زالوي پزشكي وارد كرده است. در سال 1950 تنها در شهر فيلادلفياي آمريكا 750000 زالو مصرف شده است.
استفاده از زالودرماني منحصر به اروپا نميشد. در قرن 19 در ايالات متحده آمريكا نيز از زالو براي خونگيري استفاده ميشد.
با كاهش زالو پيشرفت مهارت و وسايل تشخيص بعد از 1830 مجبوبيت زالو درماني رو به كاهش نهاد تا اين كه در سال 1884 كشف شد كه خون در روده زالو منعقد نميشود. و جداسازي آنزيم ضد انعقاد هيرودين از غدد حلقي زالو توسط ماركواردت در سالهاي 1950 ، اهميت پزشكي زالو را ثابت كرد و زالودرماني طي سالهاي 1980 دوباره رواج يافت . سازمان غذا و داروي امريكا در 24 ژوئن 2004 در آخرين اقدام مهم خود استفاده از زالو را براي مقاصد پزشكي قانوني اعلام كرد.
1. Jonhaycraft
2. Hirodin
3. F. Mark wardt
خواص زالو :
زالو بيشتر از حجامت خون و مواد را از عمق بدن بيرون ميكشد . زالو براي اينكه بتواند خونخواري كند بايد مانع لخته شدن خون بشود براي اين كار بزاق خود را همزمان با مكيدن به داخل محل تزريق ميكند بنابراين بدن بيمار از خواص بزاق زالو نيز بهرهمند ميگردد.
پروفسور ايواليد از دانشگاه شهر مون پليه فرانسه ميگويد : هنوز تمامي اسرار و خواص فيزيكي و درماني زالو كشف نشده است پيش بيني ميشود.
حدود يكصد ماده موثره با اثرات درماني مختلف در بزاق زالو موجود باشد. بسياري از اين مواد تا به حال كشف و شناسايي شده وحتي فرمول شيميايي و خواص آن بيان شده است.
آنزيمهاي مهم شناخته شده در زالو
1ـ هيرودين Hirudin
هيرودين شناخته شدهترين آنزيم زالو و قويترين مادهاي ضد انعقادي موجود ميباشد و از مپارين قوي تر است.
عمل هيرودين به وسيله عوامل ديگر موجود در زالو تقويت ميشود كه فعاليتي مشابه روي گردش خون دارند اين عوامل عبارتند از :
همنتين Hementin
آنتي استاتين Anti Statin
2ـ بدلين Bdelin
اين يك آنزيم مهاركننده پروتئاز Protease مانند تريپسين Tripsin ، كيموتريپسين Chymotripsin يا پلاسيمين Plasmin است كه فاكتورهاي تورم و پخش شدن در بافت ميباشد.
3ـ آپيراز Apyrase
آپيراز يك آنزيم قوي ضد تجمع پلاكتها ميباشد كه باعث بهتر شدن جريان خون ميشود.
4 ـ اگلين Eglin
اگلين، ضمن اين كه يك انزيم ضد تورم است، ضد اكسيداسيون Antioxidant و ضد راديكال Antiradicalنيز مي باشد.
5 ـ داستاببلاز Desta bilase
اين آنزيم كه قدرت ضد تجمع پلاكتي بسيار قوي دارد عملش از بين بردن لخته خون مي باشد به وسيله نيكونو Nikonov كشف گرديد كه يك شيوه درماني بسيار هيجان انگيز را معرفي نمود.
6ـ هيالورونيداز Hyaluronidase
اين ماده هم به عنوان فاكتور بخشي و هم به عنوان يك آنتي بيوتيك عمل مي كند.
7 ـ ليپازها و استرازها Lipases and Esterases
اين مواد خاصيت ليپوليتيك دارند. بر مثال چربي را آب كرده كه استفادههاي درماني آن شروع شده است.
8ـ يك ماده بي حس كننده Anesthetic agent
وقتي زالو پوست را نيش ميزند ايحاد يك زخم به شكل ستاره سه شاخه ( مانند آرم اتومبيل مرسدس بنز ) مي كند كه كاملاً بدون درد مي باشد وبه دليل وجود مادهي قوي بي حس كننده، به سادگي يك احساس خنكي ايجاد مينمايد .
9ـ آنتي الاستاز Antielastase
اين ماده كه از طريق كنترل عمل الاستاز فعاليت ميكند آنزيمي است كه الاستين جلوي را، به خصوص در پوست، تنزل Degrade ميدهد .
10ـ ماده گشاد كننده رگ Vasodilator
اين ماده كه هنوز به طور رسمي مشخص نشده است بسيار شبيه هيستامين ميباشد ( اين ماده ما را به طرف آنزيمهاي بسيار مهم ديگري كه در مراحل بيوانرژيك مانند نيوروترانسميترها كه از 34 نمرهي مغزي كه در طول بدن زالوي هيرود و مريسيناليس تقسيم شدهاند ترشح ميشود.
بيماريهاي قابل درمان با زالو
1ـ بيماريهاي پوستي ـ جوش
درمان بيماريهاي پوستي يك از محدودهاي مهم و ممتاز در زمينه زالو درماني مي باشد.
2ـ صدمات
زالو درماني موقعيت خوبي را در درمان كوفتگي ما صدمات خون مردگي و ورم كسب كرده است.
3ـ جراحي پلاستيك و پيوند اعضاء
4ـ بيماري هاي دستگاه حركتي
بيماريهاي دستگاه حركتي شايعترين بيماري زمان حاضر ميباشد.
5 ـ آرتروز Artherose
آرتروز به معني فرسودگي مفصل مي باشد و به طور طبيعي در افراد مسن شديدتر ظاهر ميشود.
6ـ رماتيسم مفصلي Rhematism
در رماتيسم مفصلي به وسيله عمل روي كل تورم مفصل مي باشد.
7 ـ بيماريهاي چشمي
مقالات متعددي درباره استفاده موفقيت آميز زالو درماني در بيماريهاي چشمي مختلف در دسترس است.
8 ـ تورم چشم ها
زالودرماني نتايج موفقيت آميزي در درمان تورمهاي چشمي زير داشته است.
9 ـ بيماريهاي گوش صداي گوش Tinnitus
2 الي 4 زالو پشت هر گوشي در فواصل هر چند هفته تكرار شود تا نتيجه مطلوب حاصل گردد.
10ـ بيماريهاي قلبي عروقي ـ تنگي عروق
تنگي عروق سياهرگي مربوط به گشادي رگ مي شود كه اغلب بر اثر تضعيف بافت پيوندي ميباشد.
11ـ اختلال گردش خون
اختلال گردش خون دست و پا ( دست و پاي سرد ) به وسيله زالو درماني در محدوده ستون مهرهها قابل درمان است.
انگشتان ومناطقي كه به عللي گانگرن شدهاند.
افراد ديابتيكي كه از سردي و مورمور و گزگز پاها شكايت دارند كسانيكه از درد ساق پا و پاشنه پا شكايت دارند.
12ـ اسپاسم و دردهاي عضلاني :
با زالو اندازي روي مناطق دردناك ميتوان درد را كاهش داد و اسپاسم را مرتفع نمود.
زالوی طبی: